
در روزهایی که صنعت موسیقی بهطرز فزایندهای به سمت جهانیشدن و ترکیب فرهنگها میرود، اد شیرن با انتخاب واژهای ساده اما عمیق از زبان فارسی «عزیزم» به نوعی جسورانهترین حرکت چند سال اخیر خود را انجام داده است. این واژه نهفقط نام قطعه، بلکه کلید اصلی فهم لحن، حس و هدف پشت آهنگ است. در کنار آن، همکاری با ایلیا سلمانزاده، چهرهای تثبیتشده در هالیوود موسیقی که اصالتی ایرانی دارد، این انتخاب را به یک استراتژی چندلایه فرهنگی، هنری و حتی اقتصادی تبدیل کرده است.
چرا «عزیزم» مهم است؟ بازخوانی یک واژه در بستر جهانی
«عزیزم» واژهای است که در دل میلیونها ایرانی، از کودکی تا عاشقانههای بزرگسالی، جا دارد. با انتخاب آن بهعنوان عنوان یک ترک جهانی، اد شیرن خواسته یا ناخواسته دست به نوعی برندسازی فرهنگی زده است. او از ادبیات عاشقانه ایرانی بهره گرفته، آن را با تنظیم مدرن و سازهای شرقی ترکیب کرده، و در بستری پاپ و قابلفهم برای مخاطبان جهانی عرضه کرده است.
به این ترتیب، یک واژه فارسی نهتنها روی پلتفرمهای جهانی چون اسپاتیفای و اپل موزیک ترند شده، بلکه در فضای گفتوگوی اجتماعی و رسانهای روز اروپا و آمریکا نیز جا باز کرده است. این یعنی ایران و زبان فارسی، ولو در سطحی نمادین، به بخشی از جریان اصلی فرهنگ پاپ جهان تبدیل شدهاند.
ایلیا سلمانزاده؛ پلی میان اقتصاد موسیقی و ریشههای فرهنگی
ایلیا سلمانزاده، تهیهکننده ۳۸ ساله ایرانیسوئدی، در طول دو دهه فعالیت حرفهایاش، به یکی از چهرههای پشتپرده پرنفوذ صنعت موسیقی تبدیل شده است. همکاریهای او با آریانا گرانده، جنیفر لوپز، ماریا کری، دیوید گوتا و حالا اد شیرن، بهروشنی نشان میدهد که صدای شرق، اگر با زبان صنعت پاپ امروز تلفیق شود، نهتنها شنیده میشود، بلکه میفروشد.
سلمانزاده که در سالهای اخیر به دنبال بازنمایی میراث فرهنگی خود در آثارش بوده، حالا با «عزیزم» یک گام فراتر گذاشته: او فقط بخشی از تیم تولید نبوده، بلکه بخشی از هویت ترانه را ساخته است.
اقتصاد پاپ؛ وقتی یک واژه فارسی ارزآور میشود
بر اساس پیشبینی مجلات تخصصی موسیقی، ترک «عزیزم» در هفته اول انتشار، بیش از ۲۵ میلیون بار در پلتفرمهای استریم شنیده شده است. این عدد، معادل میلیونها دلار درآمد مستقیم برای تیم تولید، شرکت ضبط و توزیع و البته خود اد شیرن است.
اما مهمتر از آن، «عزیزم» بهعنوان محصولی فرهنگی با اصالت ایرانی، توجه برندهای تجاری را هم جلب کرده است. گزارشهایی غیررسمی حاکی از آن است که برندهای پوشاک، عطر و حتی پلتفرمهای آموزشی زبان در حال بررسی استفاده از این واژه در کمپینهای بازاریابی خود هستند.
در چنین شرایطی، حتی اگر ایران به شکل مستقیم از این جریان سود نبرد، اما جایگاهش در ذهن مصرفکننده جهانی ارتقا پیدا میکند. این همان «قدرت نرم» است که در ادبیات روابط بینالملل، بهعنوان سرمایه فرهنگی شناخته میشود و در بلندمدت میتواند به افزایش تعاملات اقتصادی و حتی گردشگری فرهنگی منجر شود.
ایران در بازار موسیقی جهانی: غایب یا پنهان؟
سهم ایران از صنعت موسیقی جهانی، سالهاست که به دلایل سیاسی و اقتصادی تقریباً صفر بوده است؛ هم از منظر صادرات رسمی، هم از منظر حضور در پلتفرمهای بینالمللی. اد شیرن و سلمانزاده، با «عزیزم»، نخستین بار این «حاشیه» را به «مرکز» آوردهاند؛ کاری که در ظاهر ساده است، اما در عمل نتیجه مجموعهای از تحولات فرهنگی، سیاسی، فنی و اجتماعی در سطح بینالملل است.
موسیقی به مثابه دیپلماسی فرهنگی
در حالی که روابط سیاسی ایران و بریتانیا در دهههای اخیر همواره پرتنش بوده، این همکاری غیررسمی میان یک سوپراستار بریتانیایی و یک تهیهکننده ایرانی، نشان میدهد که فرهنگ هنوز میتواند جایگاهی برای گفتگو، کنجکاوی و حتی سرمایهگذاری مشترک باشد.
این همکاری به دولت ایران یادآوری میکند که میتواند بدون صرف هزینههای کلان تبلیغاتی، از طریق حمایت از هنرمندان مهاجر یا حتی خلق پلتفرمهایی برای نمایش آثارشان، سهمی هرچند غیرمستقیم از اقتصاد جهانی فرهنگ داشته باشد.
وقتی یک واژه درهای جهان را باز میکند
«عزیزم» فقط یک قطعه موسیقی نیست؛ سندی است بر این واقعیت که حتی یک واژه، اگر بهدرستی انتخاب شود، میتواند حامل فرهنگی غنی باشد، بازار جدیدی ایجاد کند و تصویری تازه از ملتی دیرینه ارائه دهد. در روزگاری که ایران بیش از هر زمان دیگری نیاز به بازسازی چهره خود در جهان دارد، شاید همین واژه ساده، همین ترانه عاشقانه، بتواند آغاز یک مسیر تازه باشد؛ مسیری که از قلب لندن آغاز میشود، اما مقصدش دلهای ایرانیان و مخاطبان جهانی است.