با وجود راهنمای ارزشمندی همچون عقل وشعور چه نیازی به دین و راهنمای آسمانی است؟
نکته اول: تواناییهای عقلی انسان بسیار محدود و خطا پذیر است:
چرا که نوعاً استدلالات عقلی انسان از دایره محسوسات مادی و دنیوی تجاوز نمیکند و لذا تصور مشخص و روشنی از ماورای این دنیایی خاکی نمیتواند داشته باشد. از این رو انسان همیشه محتاج یک علم برتر به نام وحی است تا به کمک آن بتواند حقایق موجود در عوالم مختلف را بدست آورد. در تایید خطا پذیر بودن قوانین بشری و عقلی همین بس که در موارد بسیاری شاهد هستیم بعد از وضع قوانیی برای سعادت دنیایی مجبور میشوند که آن را کنار گذاشته و ابطال نمایند چرا که آن قوانین نمیتواند ضامن سعادت و آرامش دنیایی آنها باشد.
نکته دوم: دین تأمین کنند آرامش انسان:
ازآنجایی که هر انسانی ذاتاً و فطرتاً نیاز به آرامش و آسایش دارد برنامههای سعادت آفرینی که خدای متعال آنها را در قالب وحی و دین به بندگان خود ارزانی داشته ضامن رسیدن به این آرامش است. برای نمونه وقتی خدای متعال در قرآن مجید یگانه راه رسیدن به آرامش را ارتباط با خود معرفی مینماید یعنی اینکه اگر کسی غیر از این چنین راهی را برای رسیدن به آرامش انتخاب نماید به بیراهه رفته است. «الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛[سوره رعد /28] همان کسانى که ایمان آوردهاند و دلهایشان به یاد خدا آرام مىگیرد. آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مىیابد.»
نکته سوم:دین ضامن سعادت دنیوی و ابدی:
نکته مهم دیگری که در خصوص فوائد دین باید مورد توجه قرار گیرد این است که برنامههای بشری نوعاً در خصوص کمال و سعادت دنیوی بشر طراحی و ساماندهی شدهاند این در حالی است که دین حق کامل و جامع بوده و هر دو بعد مادی و روحانی انسان را مورد توجه داشته و برای دنیا و آخرت انسانها آینده روشن ترسیم نموده است. «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ؛ [نحل/97] هر کس- از مرد یا زن- کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاکیزهاى، حیاتِ [حقیقى] بخشیم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام مىدادند پاداش خواهیم داد.»
نکته چهارم: دین ضامن همبستگی و اتحاد درونی:
اگر با چشم دانش و معرفت و بصیرت به آموزههای دینی نگاه شود به این مطلب رهنمود میشویم آن دستورات نوعاً به حفظ وحدت و همبستگی افراد جامعه رهنمود میکند. ولی اگر کسی به واسطه برداشت غیر صحیح از آموزههای دینی رفتار تفرقه انگیز و جدای را در پیش گرفت را نباید به حساب دین حق گذاشت. «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُون؛ [سوره آل عمران /103] و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود یاد کنید: آن گاه که دشمنان [یکدیگر] بودید، پس میان دلهاى شما الفت انداخت، تا به لطف او برادران هم شدید و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید. این گونه، خداوند نشانههاى خود را براى شما روشن مىکند، باشد که شما راه یابید»
نکتهی غیر قابل انکار:
هرچند آموزههای دینی نوعاً مدعی سعادت آفرینی و نجات انسانها از سختیها و مشکلات میباشند، ولی ازآنجایی که نمیتوان بعضی از برداشتهای ناصحیح از دین را برگرفته از آموزههای وحیانی و الهی دانست، لازم است برای حقایت و اثبات دین حق با قدرت استدلال و تفکر و تدبر با مکاتب دینی برخور نمود تا اینکه به راحتی در دام مکاتب انحرافی که به نام دین انحرافات را رواج میدهند گرفتار نشد از اینرو لازم است در جستجوی آیین حقی بود که در فطرت و عقلانیت انسانها ریشه داشته باشد و از برنامه های خرافی و غیر عقلانی به دور باشد.
غرب و آثار زیان بار تکیه افراطی بر علم و عقل و گریز از دین
1.پوچ گرایی، اضطراب و احساس تنهایی:
شهید مطهری در این باره میفرماید: امروز غالبا دریافتهاند که علم گرایی محض از ساختن انسان تمام ناتوان است. علم خالص انسان تک ساحتی می سازد نه انسان چند ساحتی. امروزه هم دیافته اند که عصر علم محض به پایان رسیده و یک خلأ آرمانی جامعه ها را تهدید میکند.
به گفته اریک فروم، رشد فن آوری نتوانسته است انسان را به آرامش روانی برساند که مهمترین بنیاد سلاکت از دیدگاه سازمان بهداشت جهانی است و نخستین گام در زندگی سعادتمندانه است. بلکه بر عکس آرامش را از او گرفته است.
2. خستگی روحی و احساس خلأ معنوی و اخلاقی
علم و فن آوری و بهرههای مادی آن از ارضای نیازهای فطری و معنوی انسان عاجزند، همین امر سبب روی آوردن بسیاری به دین شده است.انسان معاصر با وجود برخورداری از دانش تجربی و عقل، آن را برای هدایت اخلاقی و معنوی و پاسخگویی به نیاز فطری خود ناکافی می بیند، از اینرو جمع کثیری از نسل جدید اندیشه وران غربی اعتراف کردهاند که « ماره گم کردگانی هستیم که ورای خود و آرای ضعیف خود در جستجوی کانونهایی هستیم که رفتار و اندیشه ما را به سلاح اخلاق و معنویت مجهز سازد»
3. ناتوانی در حل معظلات بشر معاصر
طی دههای اخیر، بسیاری از اندیشه وران غربی توصیف علم تجربی بهعنوان تنها راه کشف مجهولات بشری را سخنی ناصواب و خلاف واقع شمردند. برای مثال به اظهار ریچارد، استاد علم مصالح و مهندس برق «یکی از شدیدترین دروغ هایی که تاکنون تقریبا در همه جهان پذیرفته شده، این است که روش علمی تنها راه مطمئن به سوی حقیقت است.»
4. افزایش تبهکاری
علوم تجربی حداکثر توان فراهم سازی رفاه را دارد، ولی این امر برای ایجاد جامعه سالم و پویا کافی نیست، بلکه اگر هدایت نشود منشأ افزایش تبهکاری است. بر پایه تحقیقاتی که در یک کشور صنعتی جهان انجام گرفته، روشن شده است که افزایش تبهکاری در نتیجه فقر و عقب ماندگی مردم کشورها نبوده، بلکه در پی رفاه جوامع صنعتی و سیستمهای دموکراسی غربی ایجاد میشود.
5. حیرت و سرگردانی
قرآن کریم در این زمینه میفرماید:« إِنَّ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَیَّنَّا لَهُمْ أَعْمالَهُمْ فَهُمْ یَعْمَهُونَ؛[نمل/4] کسانى که به آخرت ایمان ندارند، کردارهایشان را در نظرشان بیاراستیم [تا هم چنان] سرگشته بمانند.»