معمای مذاکرات ایران و آمریکا

اسرائیل بار دیگر نسبت به مذاکرات احتمالی میان ایران و آمریکا ابراز تردید کرده است. گیدئون ساعر، وزیر خارجه این کشور، روز پنج‌شنبه اعلام کرد که به نتیجه‌بخش بودن گفت‌وگوهای تهران و واشنگتن خوش‌بین نیست و فاصله دیدگاه‌های ۲ طرف را بسیار زیاد می‌داند. این موضع‌گیری در حالی مطرح شده که تنش‌های منطقه‌ای میان ایران و اسرائیل در ماه‌های اخیر شدت گرفته و گمانه‌زنی‌هایی درباره احتمال تعامل دولت جدید دونالد ترامپ با ایران برای حل‌وفصل نسبی مسئله هسته‌ای بالا گرفته است. بررسی سیر مواجهه اسرائیل با مذاکرات ایران و آمریکا در دوره‌های مختلف، به‌ویژه در زمان اوباما و بایدن، و تغییر یا تداوم مواضع آن در دوره کنونی ترامپ به این پرسش پاسخ می‌دهد که آیا اسرائیل در صورت چرخش آمریکا به سمت دیپلماسی، با این روند همراهی خواهد کرد یا به‌صورت مستقل به دنبال اقدام نظامی علیه ایران خواهد رفت.

دوره اوباما: مخالفت سرسخت نتانیاهو با برجام

مواجهه اسرائیل با مذاکرات ایران و آمریکا در دوره باراک اوباما با تنش و اختلاف‌نظر عمیق همراه بود. در سال‌های منتهی به توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ (برجام)، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر وقت اسرائیل، این مذاکرات را تهدیدی مستقیم برای امنیت کشورش می‌دانست. او بارها هشدار داد که کاهش تحریم‌ها در ازای محدودیت برنامه هسته‌ای ایران، نه‌تنها مانع دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای نمی‌شود، بلکه راه را برای تقویت توان نظامی و منطقه‌ای آن هموار می‌کند. در مارس ۲۰۱۵، نتانیاهو با سخنرانی جنجالی در کنگره آمریکا، که بدون هماهنگی کامل با کاخ سفید انجام شد، این توافق را «فاجعه‌بار» خواند و از نمایندگان خواست جلوی آن را بگیرند. این اقدام روابط او با اوباما را به پایین‌ترین سطح رساند، اما نتوانست مانع امضای برجام شود. اسرائیل در آن زمان معتقد بود که آمریکا با این دیپلماسی، خطری بلندمدت را نادیده می‌گیرد و به همین دلیل، به عملیات مخفیانه علیه تاسیسات هسته‌ای ایران، از جمله حملات سایبری و ترور دانشمندان، روی آورد.

دوره بایدن: تداوم مخالفت با احیای دیپلماسی

با روی کار آمدن جو بایدن در ژانویه ۲۰۲۱، تلاش برای احیای برجام بار دیگر در دستور کار واشنگتن قرار گرفت. بایدن اعلام کرد که در صورت بازگشت ایران به تعهداتش، آمریکا نیز به توافق بازمی‌گردد. اما نتانیاهو، که همچنان نخست‌وزیر بود، این رویکرد را تکرار همان اشتباه اوباما می‌دانست. او در دیدارها و بیانیه‌های متعدد، از جمله در سال ۲۰۲۱، تأکید کرد که هرگونه توافق با ایران بدون در نظر گرفتن برنامه موشکی و فعالیت‌های منطقه‌ای آن، برای اسرائیل غیرقابل قبول است. در این دوره، اسرائیل حملات خود به مواضع مرتبط با ایران در سوریه را تشدید کرد و همزمان لابی گسترده‌ای در واشنگتن برای جلوگیری از بازگشت آمریکا به برجام به راه انداخت. با این حال، مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا در وین تا اواخر ۲۰۲۳ به بن‌بست رسید و پیشرفت هسته‌ای ایران، از جمله غنی‌سازی تا سطوح نزدیک به تسلیحاتی، نگرانی‌های اسرائیل را دوچندان کرد.

دوره ترامپ ۲۰۲۵: ابهام در موضع اسرائیل

بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۵، معادلات را تغییر داده است. ترامپ که در دوره اول خود (۲۰۱۷-۲۰۲۱) با خروج از برجام و اعمال سیاست فشار حداکثری، همسویی زیادی با اسرائیل نشان داده بود، حالا نشانه‌هایی از تمایل به دیپلماسی با ایران بروز داده است. او در مارس ۲۰۲۵ نامه‌ای به رهبر ایران ارسال کرد و از آمادگی برای مذاکره سخن گفت، هرچند با تاکید بر اینکه گزینه نظامی همچنان روی میز است. این چرخش احتمالی، اسرائیل را در موقعیتی پیچیده قرار داده است. از یک سو، نتانیاهو که بار دیگر در راس دولت است، از همکاری نزدیک با ترامپ در فوریه ۲۰۲۵ سخن گفت و اعلام کرد که ۲ کشور در جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران و عقب راندن نفوذ منطقه‌ای آن متحدند. از سوی دیگر، اظهارات اخیر گیدئون ساعر نشان می‌دهد که اسرائیل به موفقیت این مذاکرات احتمالی اعتقادی ندارد و همچنان آن را ناکافی می‌بیند.

در روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه گذشته، گزارش‌هایی در رسانه‌هایی مانند اسکای‌نیوز عربی منتشر شد که از احتمال حمله اسرائیل به تاسیسات هسته‌ای ایران حکایت دارد. یک مقام نظامی اسرائیلی نیز به اسکای‌نیوز گفته بود که اسرائیل به آمریکا هشدار داده نمی‌تواند دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را تحمل کند. همزمان، ساعر در مصاحبه با فیگارو اعلام کرد که از مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا تعجب نخواهد کرد، اما شکاف میان ۲ طرف را مانعی بزرگ می‌داند. این مواضع چندگانه، پرسش‌هایی درباره استراتژی اسرائیل در دوره جدید مطرح می‌کند: آیا نتانیاهو حاضر است با دیپلماسی احتمالی ترامپ همراهی کند یا به دنبال اقدام مستقل است؟

تغییر موضع یا تداوم استراتژی؟

برخلاف دوره اوباما و بایدن که مخالفت اسرائیل با مذاکرات آشکار و قاطع بود، در دوره کنونی نوعی ابهام در موضع‌گیری‌ها دیده می‌شود. این ابهام می‌تواند ناشی از چند عامل باشد. نخست، رابطه نزدیک نتانیاهو با ترامپ، که او را «بهترین دوست اسرائیل» در کاخ سفید خوانده، ممکن است اسرائیل را به صبر استراتژیک ترغیب کند. دوم، ضعف نسبی محور مقاومت پس از ضربه به حزب‌الله و حوثی‌ها در سال ۲۰۲۴، به اسرائیل این امکان را داده که با اطمینان بیشتری گزینه‌های خود را بررسی کند. با این حال، پیشرفت هسته‌ای ایران و گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره غنی‌سازی ۶۰ درصدی، نگرانی‌های امنیتی اسرائیل را به اوج رسانده است.

در این میان، احتمال اقدام مستقل اسرائیل علیه ایران همچنان مطرح است. در فوریه ۲۰۲۵، گزارش‌هایی از گفت‌وگوهای نتانیاهو با مقامات آمریکایی درباره حمایت از حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران منتشر شد. اسرائیل که پیش‌تر در اکتبر ۲۰۲۴ به مواضع نظامی ایران حمله کرده بود، نشان داده توانایی و اراده چنین عملیاتی را دارد. اما وابستگی نظامی و دیپلماتیک به آمریکا، به‌ویژه در تامین تسلیحات پیشرفته، می‌تواند مانعی برای اقدام یک‌جانبه باشد. اگر ترامپ به سمت مذاکره با ایران برود و شروطی مانند توقف کامل برنامه هسته‌ای را بپذیرد، اسرائیل ممکن است ناچار به همراهی شود، اما اگر این مذاکرات به نتیجه نرسد یا شروط اسرائیل را برآورده نکند، احتمال حمله مستقل افزایش می‌یابد.

نقش‌آفرینی اسرائیل در تنش‌های کنونی

اسرائیل در دوره جدید به دنبال حفظ برتری استراتژیک خود در منطقه است. این کشور از یک سو با لابی در واشنگتن تلاش می‌کند سیاست آمریکا را به سمت فشار بیشتر بر ایران سوق دهد و از سوی دیگر، با نمایش آمادگی نظامی، ایران را تحت فشار نگه می‌دارد. اظهارات متناقض مقاماتش، از عدم خوش‌بینی به مذاکرات تا پذیرش احتمال آن، می‌تواند بخشی از یک تاکتیک برای حفظ انعطاف‌پذیری باشد. در صورت موفقیت دیپلماسی ترامپ، اسرائیل احتمالا آن را مشروط به تضمین‌های امنیتی سخت‌گیرانه خواهد پذیرفت، اما اگر این مسیر شکست بخورد، نتانیاهو ممکن است بار دیگر به گزینه نظامی روی آورد، چه با حمایت آمریکا و چه بدون آن.

مواجهه اسرائیل با مذاکرات ایران و آمریکا از مخالفت صریح در دوره اوباما و بایدن، به ترکیبی از تردید و آمادگی برای سناریوهای مختلف در دوره ترامپ تغییر کرده است. نتانیاهو که زمانی دیپلماسی را خطا می‌دانست، حالا با متحد قدیمی خود در واشنگتن روبه‌روست و باید بین همراهی با او یا اقدام مستقل تصمیم بگیرد. در حالی که تنش‌ها در منطقه بالا گرفته و گمانه‌زنی‌ها درباره حمله به ایران ادامه دارد، اسرائیل در موقعیتی حساس قرار گرفته است: یا باید به دیپلماسی احتمالی تن دهد یا ریسک یک درگیری مستقیم را بپذیرد. این دوگانگی، هم برای رسانه‌ها و هم برای تحلیلگران، سوژه‌ای جذاب و پرمخاطب باقی خواهد ماند.پ