روزنامه جوان در یادداشتی نوشت: اظهارات اخیر «جانکری»، وزیر امور خارجه امریکا که ماههای پایانی عمر دولت اوباما را سپری میکند، حاوی نکات مهمی از گذشته و حال سیاستهای رژیم ایالاتمتحده امریکا بود؛ سیاستهایی که گرچه در تاکتیکها تفاوت کرده، اما در ماهیت کلی و اهداف راهبردی همچنان بر مدار قبلی است.
کری در این سخنان خود که هفته گذشته در دانشگاه شیکاگو ارائه نمود، تلاش کرد با لحنی منتقدانه، سیاستهای پیشین دولت امریکا در قبال ایران را تحلیل کند و البته به نقش اصلی امریکا در کودتای 28 مرداد 1332 اذعان نمود. او همچنین به صراحت از لفظ «دخالت در امور ایران» استفاده کرد. با این حال او وانمود میکند که زمان این نوع مواجهه امریکا با ایران گذشته است.
بیش از شش دهه از وقوع کودتای امریکایی 28 مرداد میگذرد و این در حالی است که تنها قریب به دو دهه است که برخی مسئولان کاخسفید به دخالت امریکا در این کودتا اذعان کرده و البته هیچ یک بهخاطر این اقدام، از ملت ایران عذرخواهی نکردهاند. به نظر میرسد این اذعان نیز از آنرو بود که بعد از گذشت دهها سال، سران امریکا از تأثیرگذاری منفی شدید این اقدامشان بر ملت ایران که به تقویت روحیه استکبارستیزی و نفرت از امریکا انجامید آگاه شدند و این تغییر لحن محدود نیز برای جلوگیری از نفرت شدیدتر ایرانیان است.
امریکاییها در حالی که میکوشند در مورد 28 مرداد خود را پشیمان نشان دهند، همهروزه در حال وارد آوردن ضربات متعدد بر منافع ملت ایران هستند و جالب اینجاست که در دوره موسوم به «پسابرجام» نیز این روند کاهش نیافته است.
اما فراز دیگری از سخنان کری به موضوعی اختصاص یافت که واکاوی در آن میتواند از سناریوی آتی نظام سلطه علیه جمهوری اسلامی ایران رمزگشایی نماید. کری در اظهاراتی مداخلهآمیز مدعی شد: «بین آنچه «مردم پارس» نامیده میشوند که تعداد زیادی هم هستند با حکومت انقلابی که یک رویکردی کاملاً افراطی در قبال جهان، امریکا و منطقه، دنبال میکند، شکاف بزرگی وجود دارد.»
مداقه در این فراز از اظهارت وزیر خارجه امریکا نشان از تلاش وی برای القای چند پیام مهم است: اولاً جامعه ایران دوقطبی است که یک قطب آن غربگرا و خواهان تعامل بهاصطلاح با جهان است و قطب دیگر غربستیز. ثانیاً جریان غربگرا متحد طبیعی امریکاست و روی آن میتوان حساب کرد؛ ثالثاً دوقطبی موجود در این به تنش میانجامد و در حدی از تنش است.
ناگفته پیداست که این ادعاهای کری بیش از آنکه توصیف و تشریح وضعیت کنونی جامعه ایران باشد، ترسیم مطلوب امریکایی از جامعه ماست و مختصات طرحریزی استکباری برای تنشآفرینی و بحرانزایی در ایران را آشکار میسازد. انقلابی زدایی از گفتمان عمومی ملت ایران، خطکشی و قطببندی جامعه ایرانی روی شکاف مطلوب امریکا، یارگیری از داخل کشور، کثیرنمایی حامیان غرب و نهایتاً ارتقای این قطببندی سیاسی به حدی از تنش و بحران اجتماعی ابعادی از پروژه امریکاییای است که خواسته یا ناخواسته در اظهارات کری نهفته است.
بهنظر میرسد برای پیشگیری و مقابله با این سناریوی غربی، لازم است نشانگاههای داخلی آن شناسایی شود و مانع از بروز و ظهور آن در سطح سیاسی و اجتماعی کشور شد.
باید در مقابل جریانهایی که خود را متحد امریکا در داخل معرفی کرده یا آنکه مواضع حمایتی از منافع غرب را دنبال میکنند هوشیار بود با اقتدار از قطببندی اجتماعی روی موضوعاتی که با منافع ملی گره میخورد، جلوگیری کرد.