نشریه آتلانتیک در یادداشتی تحلیلی با بررسی توافق هستهای اخیر میان واشنگتن و ریاض، به نقد رفتار غیرقابل پیشبینی دونالد ترامپ در عرصه سیاست خارجی پرداخته و نوشته درسی که عربستان یاد گرفته این است که حتی «پرداختهای هنگفت و هدایای سخاوتمندانه» نیز نتوانسته وفاداری دیپلماتیک ترامپ به خادمانش را بخرد و عربستان سعودی به تازگی با ابعاد جدیدی از حدود و ثغور این «دیپلماسی پولمحور» روبرو شده است.
این تحلیل با اشاره به توافق ۲۲ ژوئیه میان کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، و همتای سعودیاش آغاز میشود؛ قراردادی چند ده میلیارد دلاری و چند دههای در زمینه همکاریهای هستهای غیرنظامی که به شرکتهای آمریکایی اجازه میدهد نیروگاههای اتمی تجاری را در خاک عربستان احداث کرده و اداره کنند؛ امری که حتی میتواند شامل احداث تأسیسات غنیسازی اورانیوم نیز بشود.
نویسنده یادآور میشود که ریاض نزدیک به دو دهه در پی دستیابی به چنین توافقی بوده است. تمام رؤسای جمهور آمریکا از زمان باراک اوباما به این سو، موافقت خود را منوط به دو شرط اصلی کرده بودند: وجود ضمانتهای محکم علیه استفاده از غنیسازی برای ساخت سلاح اتمی و عادیسازی روابط عربستان با اسرائیل.
سرمایهگذاری بینتیجه بر خاندان ترامپ
با بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، پادشاهی سعودی تصور میکرد زمان بهرهبرداری فرارسیده است. به نوشته آتلانتیک، ریاض در طول سالهای گذشته سرمایهگذاریهای سنگینی روی ترامپ و خانوادهاش انجام داده بود؛ از مجوزهای تجاری چند میلیارد دلاری با سازمان ترامپ گرفته تا تزریق سرمایههای هنگفت به شرکت سرمایهگذاری خصوصی جرد کوشنر (داماد ترامپ).
در ابتدا به نظر میرسید این سرمایهگذاریها به بار نشستهاند. بر اساس گزارش واشنگتن پست، توافق امضا شده بدون شرط عادیسازی روابط با اسرائیل، راه را برای غنیسازی و در نهایت دستیابی احتمالی عربستان به سلاح اتمی هموار میکرد؛ توافقی که در آن سعودیها تقریباً به تمام خواستههای خود بدون پرداخت هزینهای ملموس دست یافته بودند.
چرخش ناگهانی؛ پیامهای شبکه اجتماعی و آشفتگی دیپلماتیک
اما شادمانی سعودیها چندان دوامی نداشت. بلافاصله پس از امضای قرارداد، ترامپ در پستی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» مدعی شد که این توافق شامل غنیسازی اورانیوم نیست و اجرای آن «کاملاً منوط به پیوستن عربستان به پیمان ابراهیم و به رسمیت شناختن اسرائیل» است.
این موضعگیری ناگهانی، سردرگمی و آشفتگی شدیدی ایجاد کرد. نویسنده مطرح میکند که آیا ترامپ تحت تأثیر انتقادات نمایندگان جمهوریخواه و شبکه فاکس نیوز تصمیم به عقبنشینی گرفته یا این سخنان صرفاً بلوفهای همیشگی اوست؟
نکته اساسی اینجاست که ترامپ پیش از افزودن این شرط جدید، هیچ مشورتی با رهبران سعودی نکرده بود. آتلانتیک نوشته اکنون این سؤال برای ریاض مطرح است: آیا انتقاد در فاکس نیوز میتواند میلیاردها دلار پرداختی به خانواده ترامپ را بیاثر کند؟
عربستان در بنبست ژئوپلیتیک
آتلانتیک تأکید میکند که این چرخش موضع ترامپ در بدترین زمان ممکن برای ریاض رخ داده است. شکست سیاستهای ترامپ در قبال ایران، عربستان را در موقعیتی شکننده و بدون پشتیبان قرار داده و نفوذ ایران را بر تنگه هرمز بیشتر کرده است.
این نشریه نوشته در شرایطی که حامی سنتی عربستان بیثبات و ضعیف به نظر میرسد، ریاض ممکن است دستیابی به بازدارندگی هستهای مستقل را تنها راه بقای خود در «خاورمیانهٔ پس از آمریکا» ببیند.
نویسنده در ادامه گزینههای جایگزین عربستان را مورد بررسی قرار داده اما آنها را نامطمئن دانسته است:
چین: توافق سال ۲۰۲۳ با پادرمیانی پکن برای بهبود روابط با تهران، نتوانست از عربستان در برابر حملات موشکی محافظت کند، چرا که روابط حسنه چین با ایران مانع از مداخله جدی این کشور شد.
پاکستان: اگرچه عربستان در دهه ۱۹۹۰ از برنامه هستهای پاکستان پشتیبانی مالی کرده و سال گذشته توافق دفاعی مشترکی با اسلامآباد به امضا رساند، اما تبدیل شدن به «تحتالحمایه نظامی پاکستان» گزینه ایدهآلی نیست؛ بهویژه آنکه هند یکی از سه بازار بزرگ صادراتی عربستان و سریعترین بازار در حال رشد آن به شمار میرود.
نویسنده در پایان نتیجهگیری میکند که اگرچه متحدان سنتی و دمکراتیک آمریکا مدتهاست از غیرقابلپیشبینی بودن ترامپ احساس ناامیدی و خیانت میکنند، اما اکنون مشخص شده آنهایی هم که آماده پرداخت پول و دادن باج بودند، از این رویکرد در امان نیستند.
وقتی حتی سعودیها با وجود سرازیر کردن میلیاردها دلار به جیب ترامپ و خانوادهاش نمیتوانند به او اعتماد کنند، هیچ کشور دیگری در جهان نمیتواند به دیپلماسی واشنگتن اطمینان داشته باشد.